|
زبس در گلو عقده دارد دلم به زانوي غم سر گذارد دلم چنان داغدار توام روز و شب كه خونابه از ديده بارد دلم تو را اي خدايي ترين آرزو به دست خدا ميسپارد دلم تو رفتي ولي ياد تو ماندنيست پس از تو چنين مينگارد دلم اسيرم اسير غم داغ تو سر كوي تو خانه دارد دلم نگاهي تو بر چشم ترم مرو ز خانه تو اي مادرم
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 19:15  توسط فاطمه حسین زاده
|
|
صفحه
در حال بارگذاري است! |