تبليغاتX

موعود وعده شده - زبانحال حضرت زهرا

کبوترمن مپر زلانه

مبر صفا را ز آشیانه

شودروانم از این روانه

روانه گشتی چو از کنارم

کسی چه داند چه کرده دشمن

چه کرده با تو چه کرده با من

تو را کشانده میان کوچه

مرا نشانده به کنج خانه

کتاب وعترت ورق ورق شد

غروب گون رخ به شفق شد

چگونه دست تو بی رمق شد

که موی زینب نکرده شانه

تمام دردم،تویی حبیبم

مزن شرارم مبر شکیبم

میان کوچه ببین غریبم

زمن تو را خود جدا نکردی

میان دشمن رها نکردی

نشان گرفتی ز دشمن امّا

نشان ندادی به من نشانه

شود روانم از این روانه

روانه گشتی چو از کنارم

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 15:33  توسط فاطمه حسین زاده  |